X
تبلیغات
رایتل

مغزنوشته!

کاغذ نوشته های من...گاهی پر جنب و جوش...گاهی خاموش و اروم!

دفترچه های اضافی

می آیم چیزی بنویسم... یاد بار قبل می افتم...میگویم خوش شگون نیست و میبندم دفترچه را.. و هیچ گاه دیگر ننوشتم...شاید شگون داشته باشد ننوشتن....که انها که نمیدانند چه حسی دارد دلتنگی ....دفترچه خاطراتی ندارند...

تاریخ ارسال: شنبه 18 اردیبهشت 1395 ساعت 01:50 | نویسنده: farshad | چاپ مطلب
نظرات (2)
شنبه 1 خرداد 1395 10:10
فافا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام اقا فرشاد خونه نو مبارک من تازه وب جدیدتون پیدا کردم بخدا.

خوبید؟
امیدوارم سال خوبی شروع کرده باشید و از این به بعدش هم به خوبی بگذره.

انگار خاصیت نوشتنه که گاهی ادم دست از نوشتن میکشه.

خوشحال شدم وبتون پیدا کردم دوست قدیمی
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 15:53
علیرضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نمیدونم تو قسمت قبلی چه اتفاقی افتاده..چون رمز رو نداشتم..با کسی مشکلی پیدا کردی اینجا؟؟؟.ولی بنویس...چیکار به کسی داری...من چند باری نوشتم و مورد انتقاد های شدید و گاها حرف های خیلی بدی قرار گرفتم...دو سه باری هم طرف قهر کرد و رفت پی کارش...تو برای دل خودت می نویسی...یا کسی میفهمه و لذت می بره از این حس مشترکی که هم اون تجربش کرده و هم تو و یا نمیفهمه و چارتا فحشت میده و تموم...بزار بده...اگه اینجوری خالی میشه...تو هم با نوشتن سبک میشی...اصلا همه ی ما اینجا هستیم که بنویسیم...اول از همه برای دلمون...:)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.